تبلیغات
شه ‌ما مه خاڵ خاڵ - زمین خوردن بار سوم (داستان)

زمین خوردن بار سوم (داستان)

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 15 دی 1389-10:47 ق.ظ

 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی 

خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را

پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به 

مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه 

 برگشت.یک بار دیگر  لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.در راه به مسجد، با

مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.  مرد پاسخ داد: (( من دیدم

شما در راه به مسجد دو بار به زمین  افتادید.))،از این رو چراغ آوردم تا بتوانم  راهتان را 
 
روشن کنم. مرد اول از او بطورفراوان تشکر می  کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد

ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول  از مرد چراغ بدست در خواست

می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد 

خودداری می کند.مرد اول درخواستش را  دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان

جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او  نمی خواهد وارد مسجد شود


 و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن


 این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد ((من شما را در راه به مسجد   

دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید،


 خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خداهمه گناهان شما را بخشید.

من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را  تشویق به ماندن

در خانه نکرد، بلکه بیشتر  به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان

افرادخانواده ات را بخشید. من  ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم،

 آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را  خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به

 خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.





 



نوع مطلب : فرهنگی و اجتماعی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
....
چهارشنبه 15 دی 1389 10:03 ب.ظ


است. بخوانید و سرخوش گردید.


خواندن و اندیشیدن در این مطلب بیش‎تر از یکی دو دقیقه وقت نمی‎گیرد. این پیام را

وانگذارید.

متن باید حداکثر ظرف 96 ساعت از دستان شما به دیگری برسد. در آن صورت، شما

خبری بس خوش دریافت خواهید کرد. این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین

و مذهب و طرز فکری؛ حتی اگر شما اصلاً خرافاتی نباشید و به این حرفها دل ندهید.





1- به خاطر داشته باش که عشق‎های سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر

کردن‎ها و ریسک‎های بزرگ محتاج‎اند.

2- وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

3- این سه میم را از همواره دنبال کن:

* محبت و احترام به خود را


* محبت به همگان را


* مسؤولیت‎پذیری در برابر کارهایی که کرده‎ای



4- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می‎جویی، گاه اقبالی بزرگ است.



5- اگر می‎خواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.



6- به خاطر یک مشاجره‎ی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.



7- وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده‎ای، گام‎هایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.

8- بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.



9- چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزش‎های خود را به‎سادگی در برابر آنها فرومگذار.



10- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.



11- شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیش‎تر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره

شادی را تجربه کنی.

12- زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.

13- در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می‎کنی و از او گله داری، تنها به

موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه‎های قدیم نگیر.

14- دانش خود را با دیگران در میان بگذار. این تنها راه جاودانگی است.

15- با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.

16- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفته‎ای.

17- بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.

18- وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست

داده‎ای که چنین موفقیتی را به دست آورده‎ای.

19- در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر