تبلیغات
شه ‌ما مه خاڵ خاڵ - عظمت یک شیشه شیر!

عظمت یک شیشه شیر!

نویسنده :
تاریخ:پنجشنبه 23 دی 1389-10:11 ب.ظ

عظمت یك شیشه شیر!



پسرک با وجود اینکه فقیر بود اما از راه دستفروشی امرار معاش می کرد تا بتواند برای تحصیلات

خود پول جمع کند . آخر شب فرا رسیده بود و او هیچ نفروخته بود . به شدت گرسنه بود و نمی

دانست با اندک پولی که در اختیار دارد چگونه خود را سیر کند. اما فشار گرسنگی او را بی طاقت

 کرده بود . به همین خاطر زنگ مغازه ای را زد و منتظر ماند تا صاحب مغازه در را باز کند و در ازای

 پول کمی که دارد اندکی نان به او بدهد. اما تا صاحب مغازه در را باز کرد ، پسرک دست پاچه شد

و از مغازه دار که زن جوانی بود تقاضای یک لیوان آب کرد. مغازه دارکه فهمید پسرک گرسنه 

است، یک لیوان شیر برای او آورد . پسرک شیر را تا ته سر کشید و با احتیاط از زن  پرسید که

 قیمت آن چقدر می شود . مغازه دار پاسخ داد : " خداوند به ما دستور داده که هرگز برای محبتی


که می کنیم پول درخواست نکنیم !" پسرک تشکر کرد و رفت . سالها بعد آن پسر جوان ادامه 

تحصیل داد وبه پایتخت رفت و فوق تخصص قلب گرفت. آن مغازه دار سالها بعد دچار بیماری

قلبی شد و چون پزشکان شهرش از درمان او عاجز شدند راهی پایتخت شد . به دلیل وخامت

بیماری پزشک بیمارستان از پرفسور هوارد کلی درخواست کمک نمود .هوارد کلی به محض

روبرو شدن با  زن و مطالعه پرونده اش او را شناخت . با هزینه خود او را بستری نمود و شخصاً

چندین عمل جراحی گران قیمت را  بر روی قلب زن مغازه دار انجام داد . سر انجام معالجات

موثر واقع شد و بعد از چند ماه مغازه دار از مرگ حتمی نجات یافت . روزی که زمان ترک  

بیمارستان فرا رسید ، پاکت صورت حساب را مقابل زن مغازه دار گذاشتند. او بی اختیار

به گریه افتاد چرا که می دانست باید تا آخر عمر هزینه این بیمارستان را پرداخت کند.


اما وقتی پاکت را باز کرد با کمال حیرت متوجه شد که در آن نوشته شده است:"کل هزینه

عمل جراحی مساوی یک لیوان شیر است! "
 



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
کوثر
شنبه 7 اسفند 1389 07:01 ب.ظ
داستان جالبی بود... ای کاش همه آدم ها می تونستند خوبی ها رو جبران کنند...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر