تبلیغات
شه ‌ما مه خاڵ خاڵ - بر گذر خیال

بر گذر خیال

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 5 اردیبهشت 1390-09:04 ب.ظ

                                                                سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

از هیاهوی اتاق (عوض شدن کانالهای تلوزیون، صدای گریه ی کودک، قل قل

سماور، نظرات موافق و مخالف میهمانان) به هوای آزاد پناه بردم. هوای پاییزی

انگار با سوز سرمایش اندیشه ام را نوازش می کرد. افکار نو یکی یکی به

سراغم می آمد خوب و بد. برگهای مو زمانی روبه بالا رشد می کرد همه ی

حیاط را پر از نشاط کرده بود. خود را به هر چیز که می رسیدند گره می زدند. اما

حالا مثل انسان شرمسار زرد روی، که دماغش را به زمین انداخته است.

برگهای زردش زیر پایم خش خش می کردند و آخرین موسیقی زیستن رابرایم

می نواخت. جارو رابرداشتم وبرگهای روی زمین را جمع کردم. انگار هیج حیاتی

روی زمین وجود نداشته. چشمم به ترکهای لای دیوار افتاد که مورچه ها

انگورهای خشک شده رابرای زمستان خود به لانه می بردند درست مثل ما.....

اما نه.... ما در زمستان هم در حال تکاپویئم، زور آزمایی بی حاصل برای دنیا...

آری

رسم روزگار چنین است زمانی بالندگی و رشد و یک لحظه سکوت و مرگ کاری

می کند که انگار بر صحنه روزگار نبوده ایم. ثانیه ها و ساعتها می گذرند. کاش

برای همیشه برتاریک خانه ذهنمان با قلم زرین ایمان حک می کردیم که این

همه تلاش برای دار فانی چه سود؟

عاقبت مشتی خاک وچند متر پارچه ی سفید عاید فقیر و پولدارمان می شود.

پس توشه ی خالی زمستان سرد دنیا را با چه رویی برای خدایمان باز کنیم.

شیوا یوسفی



نوع مطلب : ادبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
سرحد
پنجشنبه 20 مرداد 1390 10:19 ق.ظ
کاک میلادسلاوله ئتوی به ریز وزورسپاس سه رتان داله ئیمه به دلنیائیه وه هان دانی ئیوه مایه ی دلگه رمی گروپی ئیمه یه وئیمه یش به خوشی مردمه وه صعود ئه که ین به هیوای صعود به هیمالیا. انشاء الله
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.