درس زندگی

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 17 فروردین 1390-01:30 ق.ظ

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

                                                                                                                                

معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که می خواهد با آن ها بازی کند. او به آن ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن، به تعداد آدم هایی که از آن ها بدشان می آید، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی ها 2، بعضی ها 3، بعضی ها 5تا سیب زمینی بود. معلم به بچه ها گفت تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردن به شکایت از بوی ناخوش سیب زمینی های گندیده. به علاوه، آن هایی که سیب زمینی بیشتری در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته،بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.معلم از بچه ها پرسید: «از اینکه سیب زمینی ها را با خود یک هفته حمل می کردید چه احساسی داشتید؟» بچه ها از اینکه مجبور بودند سیب زمینی های بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند.آنگاه معلم منظور اصلی خود از این بازی را این چنین توضییح داد: «این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم های که دوستشان ندارید را در دل نگاه می دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید. حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟!»

 

نتیجه اخلاقی داستان

کینه هر کسی را که به دل دارید بیرون بریزید و گرنه باید آن را تا آخر عمر با خود تحمل کنید. بخشیدن دیگران بهترین کاری است که می توانید انجام دهید. دیگران را دوست بدارید حتی اگر آن ها شما را دوست نداشته باشند.

 

 



نوع مطلب : ادبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic