تبلیغات
شه ‌ما مه خاڵ خاڵ - مطالب اردیبهشت 1390

شایعه

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-01:50 ق.ظ

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد. بعد از مدت کمی همه اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند. شخصی که برایش شایعه ساخته بود به شدت از این کار صدمه دید و دچار مشکلات زیادی شد. بعدها وقتی که آن زن متوجه شد که آن شایعاتی که ساخته همه دروغ بوده و وضعیت همسایه اش را دید از کار خود پشیمان شد و...سراغ مرد حکیمی رفت تا از او کمک بگیرید، بلکه بتواند این کار خود را جبران کند.

حکیم به او گفت: «به بازار برو و یک مرغ بخر آن را بکش و پرهایش را در مسیر جاده ای نزدیک
محل زندگی خود دانه به دانه پخش کن.» آن زن از این راه حل متعجب شد ولی این کار را کرد.
فردای آن روز حکیم به او گفت حالا برو و آن پرها را برای من بیاور آن زن رفت ولی 4 تا پر بیشتر پیدا نکرد. مرد حکیم در جواب تعجب زن گفت: انداختن آن پرها ساده بود ولی جمع کردن آنها به همین سادگی نیست همانند آن شایعه هایی که ساختی که به سادگی انجام شد ولی جبران کامل آن غیر ممکن است. پس بهتر است از شایعه سازی دست برداری.

 



نوع مطلب : ادبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

"روز معلم گرامی باد"

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 12 اردیبهشت 1390-01:00 ق.ظ

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

تو سایتای مختلف افراد زیادی مطالب زیبا و قشنگی در مورد مقام معلم نوشته اند. منم خواستم یه مطلب گردآوری کنم راستشو بخواین وقت نکردم. ولی با خودم گفتم درسته که وقت نکردم یه مطلب درست و حسابی، یعنی اون چیزی که درخور و شایسته مقام معلم باشه بنویسم ولی یه تبریک ساده و خودمونی ازم که بر میاد.

همیشه از خودم می پرسدم که چرا احترام و شان معلم روز به روز کمتر و کمتر میشه؟!
جوابهای مختلفی هم برای خودم میاوردم، اما هیچ کدام از این جوابها تا به حال منو قانع نکرده!
درسته که بعضی از معلم های ما واقعا از رسالت معلمی بویی نبرده اند، ولی باز هم من دلیلی نمی بینم که به معلم ها کم محلی بشه، مردم نسبت به اونا کم لطف باشن و خیلی چیزای دیگه....


ادامه مطلب

نوع مطلب : فرهنگی و اجتماعی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انتقاد

نویسنده :
تاریخ:پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390-04:06 ب.ظ

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

 

هر چیز که هدف و غرضی در آن هست ناچار تابع حدود و قوانینی است و هرچه نظم و قانونی دارد ناچار دارای مقیاس و میزانی نیز هست که به آن سنجیده می شود و از روی این سنجش است که درست را از نادرست و کامل را از ناقص می توان باز شناخت.

سنجش و آزمایش لازمه ترقی و پیشرفت هر فنی است تا خطا را از صواب نشناسم از خطا پرهیز نمی کنیم و کار ما بی نقص نمی شود. زرگر ساخته خود را به محک می سپارد و نویسنده آثار خویش را در معرض انتقاد قرار می دهد.

انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به دیگران به نحوی كه افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به كار برند.

انتقاد، امروزه یکی از فنون ادبی است و فن مهمی است. منتقد حقیقی به قدر یک شاعر ونویسنده بزرگ ممکن است به ترقی ادبیات خدمت کند.

میدان کوشش منتقد نیز وسیعتر از قلمرو نویسنده است. اگر نویسنده فقط به خواننده خطاب می کند منتقد با هر دو سروکار دارد.

در اثر گوشش منتقد، ادبیات و همه فنون هنر از دو جنبه ایجاد و ادراک رو به کمال می رود.

فن انتقاد وظیفه مهمی برعهده دارد و آن معرفی آثار جدید و تعیین ارزش آن هاست تا خواننده، از میان این آثار فراوان، سرگردان نشود و در فرصت کمی که دارد بر حسب ذوق خود بتواند کتابی را برای خواندن برگزیند و در ادراک دقایق آن از منتقد، که به علم و ذوق لیاقت رهبری یافته است، کمک بخواهد.

در انتقادهای متداول، انتقاد كننده معمولاً به شكلی غیرمنصفانه فقط روی نقاط ضعف انگشت می‌گذارد.

انتقاد به صورت متداول خود جریانی منحصراً‌ یكسویه است.

انتقاد نادرست احتمال رشد و پیشرفت را از بین می‌برد. این شیوه با تمركز بر روی اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهیز از خطا را می‌بندد.

برای اینكه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودی كنیم، باید به یك پرسش كلیدی پاسخ دهیم: اطلاعاتی را كه می‌خواهیم به فرد مخاطب بدهیم، چگونه بیان كنیم كه از یك طرف مخاطب ما آن را بپذیرد و از آن سود ببرد و از طرف دیگر به بهبود روابط ما با او كمك كند "به عبارتی دیگر" چه بگوییم ؟ "و" چگونه بگوییم ؟"

در مجموع انسان‌ها نیازمند انتقاد کردن و انتقادپذیری موثر و مثبت برای تکامل خود ، گروه و سازمان هستند. این نقد افراد ، سازمان‌ها و جوامع را به سوی تعالی سوق می‌دهد در حالی که نقد منفی ، روحیه خصومت و پرخاشگری و تضاد را گسترش داده و افراد و سازمان‌ها را به سوی عدم بهره‌وری از منابع انسانی و مادی و در نهایت نابودی آنها سوق می‌دهد.

 

 

گردآورنده: میلاد یوسفی

منابع: فرهنگ و اجتماع از دکتر پرویز ناتل خانلری و سایهای معتبر



نوع مطلب : فرهنگی و اجتماعی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بر گذر خیال

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 5 اردیبهشت 1390-10:04 ب.ظ

                                                                سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

از هیاهوی اتاق (عوض شدن کانالهای تلوزیون، صدای گریه ی کودک، قل قل

سماور، نظرات موافق و مخالف میهمانان) به هوای آزاد پناه بردم. هوای پاییزی

انگار با سوز سرمایش اندیشه ام را نوازش می کرد. افکار نو یکی یکی به

سراغم می آمد خوب و بد. برگهای مو زمانی روبه بالا رشد می کرد همه ی

حیاط را پر از نشاط کرده بود. خود را به هر چیز که می رسیدند گره می زدند. اما

حالا مثل انسان شرمسار زرد روی، که دماغش را به زمین انداخته است.

برگهای زردش زیر پایم خش خش می کردند و آخرین موسیقی زیستن رابرایم

می نواخت. جارو رابرداشتم وبرگهای روی زمین را جمع کردم. انگار هیج حیاتی

روی زمین وجود نداشته. چشمم به ترکهای لای دیوار افتاد که مورچه ها

انگورهای خشک شده رابرای زمستان خود به لانه می بردند درست مثل ما.....

اما نه.... ما در زمستان هم در حال تکاپویئم، زور آزمایی بی حاصل برای دنیا...

آری

رسم روزگار چنین است زمانی بالندگی و رشد و یک لحظه سکوت و مرگ کاری

می کند که انگار بر صحنه روزگار نبوده ایم. ثانیه ها و ساعتها می گذرند. کاش

برای همیشه برتاریک خانه ذهنمان با قلم زرین ایمان حک می کردیم که این

همه تلاش برای دار فانی چه سود؟

عاقبت مشتی خاک وچند متر پارچه ی سفید عاید فقیر و پولدارمان می شود.

پس توشه ی خالی زمستان سرد دنیا را با چه رویی برای خدایمان باز کنیم.

شیوا یوسفی



نوع مطلب : ادبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()